
زردها بیهوده قرمز نشدندقرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوارصبح پیدا شده اماآسمان پیدا نیستصبح پیدا شده اماآسمان پیدا نیستگرده روشنی مرده برفیهمه کارش آشوببر سر شیشه هر پنجره بگرفته قرارزردها بیهوده قرمز نشدندقرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوارصبح پیدا شده اماآسمان پیدا نیستصبح پیدا شده اماآسمان پیدا نیستگرده روشنی مرده برفیهمه کارش آشوببر سر شیشه هر پنجره بگرفته قرارمن دلم سخت گرفته است از اینمی...
ادامه مطلب