
xa0در روزهای آخر اسفند،در نیم روز روشن،وقتی بنفشه ها رابا برگ و ریشه و پیوند و خاکدر جعبه های کوچک چوبین جای میدهندجوی هزار زمزمه ی درد و انتظاردر سینه می خروشد و بر گونه ها روان.ای کاش آدمی،وطن...
ادامه مطلب
زردها بیهوده قرمز نشدندقرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوارصبح پیدا شده اماآسمان پیدا نیستصبح پیدا شده اماآسمان پیدا نیستگرده روشنی مرده برفیxa0همه کارش آشوببر سر شیشه هر پنجره بگرفته قرارزردها بیهوده قرمز نشدندقرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوارصبح پیدا شده اماآسمان پیدا نیستصبح پیدا شده اماآسمان پیدا نیستگرده روشنی مرده برفیxa0همه کارش آشوببر سر شیشه هر پنجره بگرفته قرارمن دلم سخت گرفته است از اینمی...
ادامه مطلب
xa0 شعر:xa0 مولانا جلال الدین رومی آواز: شهرام ناظری xa0 اندک اندک جمع مستان میرسند اندک اندک می پرستان میرسند دلنوازان نازنازان در ره اند گلعذاران از گلستان میرسند اندک اندک زین جهان هست و نیست نیستان رفتند و هستان میرسند جمله دامنهای پرزر همچو کان از برای تنگدستان میرسند لاغران خسته از مرعای عشق فربهان و تندرستان میرسند جان پاکان چون شعاع آفتاب از چنان بالا به پستان میرسند خرم آن باغی که بهر مریمان میوههای نو زمستان میرسند اصلشان لطف است و هم واگشت ل...
ادامه مطلب