
1) شانه هایم را به نرمی تکان بده؛ مهربان در دیدگانم نگاه کن و بگو:آسوده باش و آرام بیارام که تمامی تشویش هایت تنها کابوسی گذرا بوده است.2) روزگار دل انگیز و افکار پرشورتر بود. در دهه های 30 تا 50 نسلی طلایی در دنیای هنر وجود داشت که شاید نوشته های احمدرضا احمدی که چیزی مابین شعر و دل نوشته بودیا پاورقی های عامه پسند رجب علی اعتمادی در هیاهوی غولانش گم بود. زمان گذشت و حال نه غولی مانده است و نه خالق جملات جادویی موج نو برجا و نه حتی جانشینی برای پاورقی های پرکشش موجود. اما چه شد که به این نقطه...
ادامه مطلب
روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کردو مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت .روزی که کمترین سرودبوسه استو هر انسانبرای هر انسانبرادری استروزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندندقفلافسانه یی ستوقلببرای زندگی بس است .روزی که معنای هر سخن دوست داشتن استتا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.روزی که آهنگ هر حرفزندگی ستتا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم.روزی که هر لب ترانه یی ستتا کمترین سرود ، بوسه باشد .روزی که تو بیایی برای همیشه بیاییو مهربانی با زیبایی یکسان شود .روزی ک...
ادامه مطلب