
خب ..آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامهواسه همینه که از بوق سگ تا دین روزاین کله پوکو میگیرم بالاو از بی سیگاری میزنم زیر آوازو اینقدر میخونمتا این گلوی وا مونده وا بمونه....تا که شب بشه و بچپم تو یه چار دیواری حلبیکه عمو بارون رو طاقشعشق سیاه خیالی منو ضرب گرفتهشام که نیسخب زحمت خوردنشم ندارمدر عوضچشم من و پوتینای مچاله و پیریه کهرفیق پرسه های بابام بودنبعدشم واسه اینکه قلبم نترکهچشمارو میبندم و کله رو ول میکنم رو بالشی که پر از گریه های ننمهگریه که دیگه عار نیستخواب که دیگه...
ادامه مطلب
دیوونه کیه؟عاقل کیه؟جونور کامل کیه؟واسطه نیار، به عزتت خمارمحوصلهی هیچ کسی رو ندارمکفر نمیگم، سوال دارمیک تریلی محال دارمتازه داره حالیم میشه چیکارهاممیچرخم و میچرخونم ٬ سیارهامتازه دیدم حرف حسابت منمطلای نابت منمتازه دیدم که دل دارم، بستمشراه دیدم نرفته بود، رفتمشجوونهی نشکفته رو٬ رستمشویروس که بود حالیش نبود هستمشجواب زنده بودنم مرگ نبود؛ جون شما بود؟مردن من مردن یک برگ نبود؛ تو رو به خدا بود؟اون همه افسانه و افسون ولش؟این دل پر خون ولش؟دلهرهی گم کردن گدار مارون ولش؟تماشای پرندهها بالای کارو...
ادامه مطلب
xa0خستگی امونو بریدههیچ چیز دلپذیرتر از خواب نیستآیا زمانی که چشمانم را می بندمباز هم دنیا وجود داره؟شاید برای بیدار شدن از این توهم نیاز باشد کهبه دنیای خواب رفتخب عظمتتو شکر جلال،امشبم گذشت و کسی مارو...
ادامه مطلب