
xa0نه تو گفتی که به جای آرم و گفتم که نیاریعهد و پیمان و وفاداری و دلبندی و یاریزخم شمشیر اجل به که سر نیش فراقتکشتن اولیتر از آن کهم به جراحت بگذاریتن آسوده چه داند که دل خسته چه باشدمن گرفتار کمندم ت...
ادامه مطلب
xa0 خدایان كهن مدتی پیش مردهاند و در حقیقت این یك مرگ خوب و لذتبخش برای آن xa0بود! مرگ خدایان چنان بود كه تا صبحدم جان بكنند، چنین سخنی دروغ است! برعكس xa0آنها یك دفعه سر به خنده دادند و چندان خندیدند كه مردند. این هنگامی بود كه یكی از xa0خدایان سخنی كفرآمیز گفت: u200d«فقط یك خدا بیش نیست! تو نباید در برابر من خدای xa0دیگری داشته باشی.» بدینسان یك صورت تقلید خدا، یك خدای حسود، خود را فراموش كرد. و تمام خدایان xa0شروع به خنده كردند و كرسیهای خود را تكان دادند و فریاد زدند: «پس معنی خدایی xa0این ن...
ادامه مطلب