
در روزهای آخر اسفند،در نیم روز روشن،وقتی بنفشه ها رابا برگ و ریشه و پیوند و خاکدر جعبه های کوچک چوبین جای میدهندجوی هزار زمزمه ی درد و انتظاردر سینه می خروشد و بر گونه ها روان.ای کاش آدمی،وطن...
ادامه مطلب
پاي در زنجير و پرواز و مي كنم با غم هاي درون اوج مي گيرم با شكست هايم به پيش مي تازم با اشكهايم سفر مي كنم با شكست هايم به پيش مي تازم با اشكهايم سفر مي كنم با صليبم به قله قلب انسان صعود مي كنم با صل...
ادامه مطلب
پاي در زنجير پرواز ميكنم با غم هاي درون اوج ميگيرم با شكست هايم به پيش مي تازم با اشكهايم سفر مي كنم با شكست هايم به پيش مي تازم با اشكهايم سفر مي كنم با صليبم به قله قلب انسان صعود مي كنم با صليبم به قله قلب انسان صعود مي كنم اي خداوند !اي خداوند!اي خداوند! بگذارتا صليبم را بستايم!...
ادامه مطلب