چشمان تو را دوست دارم، ای یار
آن شگفتی تابان آتش وار را
هنگامی که به ناگاه پلک می گشایی
و آذرخشی انگار آسمان را از هم می درد
به شتاب نگاه می کنی و پایان فرا می رسد
و این افسونی است عظیم تر از آن، که ستوده شود
چشمانت در بوسه ای پرشور فرو می افتد
و از میان مژگان اندوهگینت
خاکستر گرم اشتیاق می درخشد …
آرسنی تارکوفسکی
برچسب: قطعه ای از یک کتاب,قطعه ای از بهشت,قطعه ای از بهشت استاد کریمخانی,قطعه ای از پروین اعتصامی,قطعه ای از بهشت کریمخانی,قطعه اي از يك كتاب,قطعه اي از بهشت,قطعه ای از شعر سهراب سپهری,قطعه ای از سکوت,قطعه ای از کتاب سووشون,
نویسنده: علی کریمی