خرید بک لینک

دوش رفتم به کوي باده فروش

ز آتش عشق دل به جوش و خروش

مجلسي نغز ديدم و روشن

مير آن بزم پير باده فروش

چاکران ايستاده صف در صف

باده خوران نشسته دوش بدوش

پير در صدر و مي کشان گردش

پاره اي مست و پاره اي مدهوش

سينه بي کينه و درون صافي

دل پر از گفتگو و لب خاموش

همه را از عنايت ازلي

چشم حق بين و گوش راز نيوش

سخن اين به آن هنيئالک

پاسخ آن به اين که بادت نوش

گوش بر چنگ و چشم بر ساغر

آرزوي دو کون در آغوش

به ادب پيش رفتم و گفتم:

اي تو را دل قرارگاه سروش

عاشقم دردمند و حاجتمند

درد من بنگر و به درمان کوش

پير خندان به طنز با من گفت:

اي تو را پير عقل حلقه به گوش

تو کجا ما کجا که از شرمت

دختر رز نشسته برقع پوش

گفتمش سوخت جانم، آبي ده

و آتش من فرونشان از جوش

دوش مي سوختم از اين آتش

آه اگر امشبم بود چون دوش

گفت خندان که هين پياله بگير

ستدم گفت هان زياده منوش

جرعه اي درکشيدم و گشتم

فارغ از رنج عقل و محنت هوش

چون به هوش آمدم يکي ديدم

مابقي را همه خطوط و نقوش

ناگهان در صوامع ملکوت

اين حديثم سروش گفت به گوش

که يکي هست و هيچ نيست جز او

وحده لااله الاهو

(هاتف اصفهانی)

ساقيا برخيز و مي در جام کن

وز شراب عشق دل را دام کن

نام رندي را بکن بر خود درست

خويشتن را لاابالي نام کن

چرخ گردنده تو را چون رام شد

مرکب بي مرکبي را رام کن

آتش بي باکي اندر چرخ زن

خاک تيره بر سر ايام کن

مذهب زناربندان پيشه گير

خدمت کاووس و آذرنام کن

(حضرت مولانا جلال الدین رومی )

برچسب: شعر به مناسبت جشن تکلیف,شعر به مناسبت جشن شکوفه ها,تعطیلی به مناسبت جشن هسته ای,شعر به مناسبت جشن تولد,متن به مناسبت جشن شکوفه ها,مقاله به مناسبت جشن تکلیف,پیام تبریک به مناسبت جشن عروسی,پیام تبریک به مناسبت جشن مهرگان,دانلود آهنگ به مناسبت جشن نیکوکاری,پیام تبریکی به مناسبت جشن فراغت, نویسنده: علی کریمی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 14:12

صفحه بندی