خرید بک لینک

به پایان شد این قصه و رسم ما

کز هر کس نماند به جز فکر به جا

در این خاک روشن گر شیر کن

بیاموختم بسی من رموز کهن

چه آلوده خاکان که بر هم شدند

درخت خرد را ز جا برکنند

نامش ابی بود و شهرتش واریور

جهان دیده بود و چو رزمنده کور

به رسم لکان آموخته رزم و رای

به نامش امین و زره اف چهاردای

کنون زین دو گفتم به تو من ز آن

که خاطر بداری که بودند روشن روان

برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 20:34

صفحه بندی