خرید بک لینک

بر سینۀ آسمان
یک ابر خستۀ سرد
یک ابرِ پر ز باران
یک تکه ابر بودیم

خورشید گرممان کرد
باران شدیم، چکیدیم
ما قطره قطره بر خاک
از آسمان رسیدیم

صد رودِ کوچک از ما
بر خاک شد روانه
از دشتها گذشتیم
رفتیم شادمانه

با هم شدیم یک رود
رودی بزرگ و زیبا
غرنده و خروشان
رفتیم به سوی دریا

دریا چه مهربان بود
آبی و لبریز از آب
رفتیم تا رسیدیم
پیروز شد انقلاب

پ.ن: آخ. روزی که مهتاب بود؛ سراب بود؛ سراب ناب بود!

نوستالژی

برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 5:22

صفحه بندی