خب تجربه اول بدک نبود. قصد داشتم داستانی با ریتم آهسته در مورد انتقام آریا استارک و سرنوشت و پایانی که برای این شخصیت پرطرفدار دنیای نغمه و مارتین بنویسم ولی
پشیمون شدم از انتشار دو تیکه اولش!
الا ایحال بهرحال اون داستانو می نویسم و یکپارچه اش می کنم ولی کلا کار من فن فیکشن نویسی نیست چون نه علاقه ای به تقلید دارم و نه خوشم میاد باغچه یکی دیگه رو بیل بزنم. از کهکشان ها گسترده تر تخیل خود ماست و چرا خودمون دنیای خودمون رو خلق نکنیم؟
چندین ایده مختلف دارم و بجز یکی که علمی تخیلیه اکثرا فانتزی و نمیدونم مرددم که به هم وصلشن کنم و یه مجموعه داستان شه یا جدا جدا بنویسم و ببینم نهایتا قابلیت بسط یکپارچه داره یا نه. فعلا باید فصل هایی که شروع کردمو حتی به موازات هم ادامه بدم تا باقی ایده نپریده
برای شروع نیاز داشتم فصل نوشتن سرد باشه یا لااقل پاییز باشه. پس امیدوارم وقتی بر گشتم کرمانشاه و خیالم راحت شد با سرعت زیادی شروع به نوشتن کنم و همین ریتم الان رو ادامه بدم. تا حدودی قلم خودمو تست کردم بدک نبود . فکر می کردم خیلی ناامید کننده باشم ولی کم کم داره قلمم دستم میاد فقط باید
نترسید و ادامه دید!
نترسید و ادامه داد!
نترسید و ادامه داد!
وقتی خیلی ها می تونن چرا من نتونم؟ چرا ما نتونیم؟
اون مقدار وقتی که انسان صرف مرید و مراد بازی و ستایش(از نوع منفی اش منظورمه نه تحلیل مفید) آثار بقیه می کنه رو برای خودش وقت بزاره میتونه حرفی برای گفتن داشته باشه
برچسب: خلقت دنیا,عجایب خلق دنیا,
نویسنده: علی کریمی