1) ما فرزندان شکست ایم. زاده های حسرت.
2) ما مثل دانه های زیتون ایم. هنگامی جوهر خود را بروز می دهیم که در هم شکسته شده باشیم.
3) پاییز برگ ریز غم انگیز رسید. مقدمت مثل همیشه گلباران شاه تنهایی.
4) عزیزی می گفت دلم گرفته بود. همه خواب بود. نشستم نیم ساعت یه دل سیر گریه کردم بعدش اگار سبک و سبکبال شدم نشستم کلی خندیدم! سالهای سال گذشت و حسرت تجربه این حالت رهام نکرد!
5) علی رغم همه ضعف ها و ویژگی های هر آدمی، نوع برخوردی که با منصوریان شد، بطری های آبی که به سمتش پرت شد، شعارهایی که داده شد خیلی ناراحت کننده و دردناک بود. این خوش استقبال و بد بدرقه بودن ما ایرانی ها واقعا تو ذوق می زنه به خصوص برای کسی که عاشق استقلال بود و وقتی عملا این طور آدمی بیشتر از 7 هفته تحمل نشد نشون از ماهیت بی وفای دنیا و آدم ها داره. آدم های که تا موفقی مجیزتو میگن و تا روی ریتم مناسب قرار نداری به جای حمایت اینقدر توی سرت می کوبن تا فروتر بری!
6) عجب والس زیبایی داره این eugen doga!
7) همه پرده ها افتاده! دورهمی تموم شده! پاییز داره میاد و کم کم موقع خوندن نغمه های تنهاییه!

برچسب: اندراحوالات,پاییز,
نویسنده: علی کریمی