
شعر: بیژن ترقی دستگاه: همایون (بیات اصفهان) آهنگساز : استاد روح الله خالقی آواز : استادغلامحسین بنان (تا بهار دلنشین) تا بهار دلنشین آمده سوی چمن ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر تا که گلباران شود کلبه ویران من … تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی چون سرشکم در کنار بنشین نشان سوز نهان … تا بهار دلنشین آمده سوی چمن ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر تا که گلباران شود کلبه ویران من … باز آ ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم چون لاله تنها ببین بر چهره داغ حسرتم ای روی تو آیینه ام عشقت غم دیرینه ام باز آ چو گل در این بهار سر را بنه بر سینه ام ...
ادامه مطلب
سکوت تنها چیزی که بعد از خود می شناخت تنها چیزی که می توان به آن اعتماد کرد ولی نبود یک عشق رفته رفته راه را برای خیانت به سکوت باز کرد چیزی فراتر از سکوت لازم بود چیزی زائیده ی حقیقت سکوت فقط بود و هیچ نمی گفت ساکت بود حتی با او هم تنها بود ولی او نمی توانست مانند سکوت باشد او ورای سکوت می خواست او درصدد یک عشق بود عشقی بی پایان پس سکوت شکست و باز هم هیچ چیز نگفت و آفرینش آغاز شد از سوسوی یک نور کوچک تا غرش یک انفجار همه در رعد بود با عظمت می رقصید و با عشق می آفرید تا از پس این سکوت اشتباه یک عشق بتابد صدای نفس کشیدن هستی بگوش می رسید همه چیز در هم می تابی...
ادامه مطلب