مرثیه ای بر یک رویا

متن مرتبط با «لیز» در سایت مرثیه ای بر یک رویا نوشته شده است

لیز خوردن آرزو از سر انگشت خیال

  • نیلوبلاگ

    چشم بر نمی داشتاز لبخندی که محو شدنی نبودو نیایش دسته جمعی را غرق کرده بود در آسمانی ترین نگاههمه محو ستایش بودند و او غرق رویاکه خورشید را تا ابد پنهان کند در بازوانش چونلیز خوردن آرزو از سر انگشت خیالدر توقف زماندر این آفتاب ابدی ترس معنایی نداشتتا چه زمانی این رویا دیر می پایید ؟تا پنهان شدن در پشت تپه خاکستری غروب؟نه این درخشش را پایانی نبودو حسرتدورترین منزلگاه بود ...از رمان جاده اثری از کورمک مک کارتیبازآفرینی : امین ظهورتبار + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۰ ساعت 1...

    ادامه مطلب