از زمزمه دلتنگیم ( حسین منزوی)

خرید بک لینک

از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بی زاریم
نه طاقت خاموشی ، نه تاب سخن داریم
آوار پریشانی ست ، رو سوی چه بگریزیم ؟
هنگامه ی حیرانی ست ، خود را به که بسپاریم ؟
تشویش هزار « آیا » وسواس هزار « اما »
کوریم و نمی بینیم ، ورنه همه بیماریم
دوران شکوه باغ ، از خاطرمان رفته است
امروز که صف در صف ، خشکیده و بی باریم
دردا که هدر دادیم ، آن ذات گرامی را
تیغیم و نمی بُرّیم ، ابریم و نمی باریم
ما خویش ندانستیم ، بیداری مان از خواب
گفتند که بیدارید ، گفتیم که بیداریم !
من راه تو را بسته ، تو راه مرا بسته
امّید رهایی نیست ، وقتی همه دیواریم

حسین <a href='
https://www.bing.com/search?q=site%3Aniloblog.com+منزوی'>منزوی</a>

مرثیه ای بر یک رویا...

ما را در سایت مرثیه ای بر یک رویا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 175 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:06

صفحه بندی