اندر احوالات شاه بی تاج و تخت نومه نور 9: خواب بارون

خرید بک لینک

1) جهان را پایانی نیست لذت را پایانی نیست! تازه وقتی فکر می کردم کمتر موسیقی ای باشه که نیاز به داشتنش داشته باشم دوتا کارو شنیدم که یه هفته ای هست باعث شدن که هنگ کنم یا منگ بشم. با سید مدتها مشغول جمع کردن رویا بودیم. ذره ذره و قطره قطره تا اینکه فیلم ها و قطعات موسیقی ای که خواستیم جمع شد ولی همچنان می بینم که سینما و موسیقی ورطه های زیادی برای لذت بردن داره(بجز لذت تکرار رویاهای گذشته و حال) و البته در کنارش ادبیات و کتاب جهانی بی پایانه. جهانی که شخص امین نمی تونه همگی این جهانو ببینه و درک کنه فقط بسته و به فراخور شرایطتش می تونه گوشه ای از این جنگل بی پایان رو سرک بکشه.

2) جالبیش اینه دو هنرمند خالق این دوقطعه ایسلندی ! و هلندی بودند. یعنی جاهایی که به وفور سایه و ابر و مه و (شرایطی همچون) پاییز به چشم می خوره. کتمان نمی کنم که در درازمدت این شرایط کسل کننده است ولی برای منی که امسال انگار حسابی از این گرمای جهنمی به ستوه اومدم اسم هلند و ایسلند ذهنمو غلغلک میده، چه اینکه فضای خلق شده در موسیقی عجیب رنگ و بوی پاییز و بارونی رو داره.

3) عجیب بارون خواستنی شده . حس دیوانگی و قدم زدن زیر شرشر بارون و بعدش ، رویای بارون و مهمانی مه!

4)

هوا می خوام

هوا می خوام

هوای تازه بهار

5) بهار یا پاییز؟ وقتی دلت می گیره حس می کنی همیشه پاییزه ولی مگه پاییز بده؟ پاییز وداع رنگین رفتن بهاره. پاییز همون همون بهاره ولی شکسته تر، تنهاتر و بی پایان.

پاییز یا بهار؟


برچسبها: پاییز, آلبرکامو, خواب بارون, joep beving, Ólafur Aalds مرثیه ای بر یک رویا...

ما را در سایت مرثیه ای بر یک رویا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 162 تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 21:38

صفحه بندی