
ای خدای درون من، ای نیروی نامنتهاای حضور مطلق، ای سرچشمۀ حیاتمن حیات جاودانهام،چرا که خود را به چشمۀ لایزال تو پیوستهام.اگر زمین و جمله آدمیان از میان بروندو خورشید و جهانهای بیپایان محو و نابود گردندو تنها تو بر جای باشیجملۀ موجودات هستی خود را در تو باز مییابند.در حیات جاودانۀ تو جایی برای مرگ نیستو هیچ ذرهای را بیم فنا و هراس نیستی نخواهد بود.ذات هستی تویی و جان و نفس عالم توییو آنچه تو هستی هیچگاه از میان نخواهد رفت. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۲ ساعت 18:30 توسط امین ظهورتبار | بخوانید...
ادامه مطلب
1) می تونم به یاد بیارم دوران قبل کرونا، جوکر و پارازیت، ترور سردار و بحث موشک باران و سقوط هواپیما. تلمبار شدن اتفاقات باعث میشه حس هزار ساله بودن به انسان دست بده. در کرونا واقعا انگار زندگی به د...
ادامه مطلب
مرا چنگ بادی خود کن، به همانگونه که جنگل چنگ بادی توست؛چه باک اگر برگهایم همانند برگ های جنگل ریختهاند!آشوب نغمه های توانای تواز من و جنگل نغمه سبز خزان را سر خواهد داد،که با وجود اندوهباری، دلنشی...
ادامه مطلب
به پایان شد این قصه و رسم ما کز هر کس نماند به جز فکر به جادر این خاک روشن گر شیر کنبیاموختم بسی من رموز کهنچه آلوده خاکان که بر هم شدند درخت خرد را ز جا برکنندنامش ابی بود و شهرتش واریور جها...
ادامه مطلب
طریق عشق آواز : محمدرضا شجریان سنتور: پرویز مشکاتیان تار: داریوش پیرنیاکان نی: جمشید عندلیبی عود: محمدفیروزی کمانچه :اردشیر کامکار رباب و دف: بیژن کامکار تنبک: ارژنگ کامکار اجرا در آواز افشاری و دستگاه نوا ور آشتی طلبم با سر عتاب رود چو دست بر سر زلفش زنم به تاب روز چو ماه نو ره نظار گان بیچاره زند به گوشه ابرو و در نقاب روز شب شراب خرابم کند به بیداری و گر به روز حکایت کنم به خواب روز طریق عشق بر آشوب و فتنه است ای دل بیفتد آن که در این راه با شتاب روز گدایی در جانان به سلطنت مفروش کسی ز سایه این در به آفتاب روز حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر کلاه ...
ادامه مطلب
تو و مست از مي به چمن چون گل خندان از مستي بر گريه من با دگران در گلشن نوشي مي من ز فراقت ناله کنم تا کي؟ تو و چون مي لاله کشيدن ها من و چون گل جامه دريدن ها ز رقيبان خواري ديدنها دلم از غم خون کردي چه بگويم چون کردي دردم افزون کردي برو اي از مهر و وفا عاري برو اي عاري ز وفاداري که شکستي چون زلفت عهد مرا دريغ و درد از عمرم که در وفايت شد طي ستم به ياران تا چند جفا به عاشق تا کي؟ نمي کني اي گل يک دم يادم که همچو اشک از چشمت افتادم تا کي بي تو بود از غم خون دل من آه از دل تو گرچه ز محنت، خوارم کردي با غم و حسرت، يارم کردي مهر تو دارم ...
ادامه مطلب
اجرا : استاد صدیق تعریف کلَّ صُبْحٍ وَکُلَّ إشراقٍ [أیا] تبکِی عینی بِدمعِ مُشتاقٍ [أیا] قَدْ لَسَعَتْ حَیَّةُ الهوى کَبِدی فَلا طَبیبَ لها ولا راقیَ إلّا الحبیبَ الذی شَغَفْتُ بِهِ فَعِنْدَهُ رُقْیَتی وَتِریاقی زد مار هوا بر جگر غمناکم سودی نکند فسونگر چالاکم آن یار که عاشق جمالش شده ام هم نزد وی است رقیه و تریاکم صدیق تعریف در کنار زنده یاد استاد محمدرضا لطفی...
ادامه مطلب