
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «دانه های ریزبرف» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. روبرویش مجسمه ای باشکوه قرار داشت که بر روی زانویش نشسته بود. زانوی چپ این مجسمه روی خاک و زانوی دیگر محکم و استوار بود. دستان مجسمه رو به آسمان باز شده بود و بالا و جلوی دستان ستاره هایی سپید قرار داشت که با رشته های نامرئ...
ادامه مطلب
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «کجایید ای شهیدان خدایی (گروه کامکارها)» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. در آن بحرید کاین عالم کف اوستزمانی بیش دارید آشناییکف دریاست صورتهای عالمز کف بگذر اگر اهل صفاییدلم کف کرد کاین نقش سخن شدبهل نقش و به دل رو گر ز ماییکجایید ای شهیدان خداییبلاجویان دشت کربلاییکجایید ...
ادامه مطلب
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بوی جوی مولیان آید همیبوی جوی مولیان آید همییاد یار مهربان آید همیریگ آموی و درشتی های اوزیر پا چو پرنیان آید همیای بخارا شاد باش و دیر زیمیر زی چو میهمان آید همیبوی جوی موليان آيد هم...
ادامه مطلب
مرثیه ای بر یک رویااینجا باید آخرین امید را نرم نرمک جستجو کردسینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی بوی جوی مولیان آید همیبوی جوی مولیان آید همییاد یار مهربان آید همیریگ آموی و درشتی های اوزیر پا چو پرنیان آید همیای بخارا شاد باش و دیر زیای بخارا شاد باش و دیر زیمیر زی چو میهمان آید همیبوی جوی موليان آيد همی ياد يار مهربان آيد همیريگ آموی و درشتی های او، زير پايم پرنيان آيد همیآب جيحون از نشاط روی دوستخِنگ ما را، تا ميان آيد همی، آيد همیآب جيحون از نشاط روی دوستخِنگ ما را، تا ميان آيد همی، آيد هم...
ادامه مطلب
هر چه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم...
ادامه مطلب
جامعه ما مامن پدیده هاست. فقط در جامعه ماست که با یک پوستر جمعیتی هورا می کشند و تشویق می کنند و در مقابل عده ای تکفیر می کنند. افرادی که فیلم بین هستند قادراند با دیدن جزئیات یک پوستر به حساسیت و دقت کمپانی سازنده پی ببراند ( المانی برای جذب مخاطب) ولی کشف مضامین و محتوا از پوستر به جز دقت نیاز به تسلط بر علوم خفیه و الهی دارد. در جامعه ماست که باید مدتها روی ذهن فردی با گرایش روشنفکری کار کنی تا به محض شنیدن عنوان گوزن سیاه سخن می گوید خیال نکند که این عنوان یک داستان کودکان است یا کارشناس ادیان ما تصور نکند هایمدال و لوکی (اساطیر نورس) قطعات و ابزار ماشین اند. فقط در کشور آخرین ها است که قشر به ظاهر فرهیخته با افتخار تجربه خیلی سبک های هنری را خط قرمز و بدور از شان خود ببیند...
ادامه مطلب
1) گاهی باید از زندگی لذت برد و سختی های مسیر سبب نشه از این لذت غافل باشیم. بعد حسرت می کشیم که ای دل غافل چه چیزهایی رو از دست دادیم.2) فردی که در کار بهش مسئولیت رو واگذار می کنن و اون رو مطابق با انتظار انجام میده بهش میگن فردی که کار رو درست انجام میده، فرد کار درست. اما فرد درستکار کیه؟ فردی که وجدان، حقیقت و اخلاق رو در کار در نظر می گیره حتی اگه در تضاد با مسئولیت یا وظیفه اش باشه. اگر این رفتار مسئولیت پذیرانه نه تنها ستایش که تحمل نشد نباید بابتش افسوس خورد. باید از اون حیطه کند و در محیط فعالیت کرد که قدردان تر باشند و فرد خوشحال تر.3) به جز این فرد از نظر روحی ممکنه کرونا باشه و دیگه طعم و بو و لذت زندگی رو درک نکنه و این زمانی که فرد مرگ رو تجربه می کنه مرگی قبل از مردن! ...
ادامه مطلب
1) گریه هم نعمتیه. انگار از معدود دریچه ها رو به ملکوته. شاید یکی از زیباترین حس های دنیا حس گریستن باشه. بخصوص وقتی یاد عزیزانت میفتی که توی این یه سال چطور خزان روزگار به باغشون حمله کرد و تک تک ای...
ادامه مطلب
1)توی مسیر برگشت که موسیقی گوش میدمهزار خیال و ایده به ذهن مغشوشم می رسه،ولی وقتی به خونه می رسم همش می پرهشاید چون این نغمه های کلاسیک ، آواهای حرکت اند نه سکونپل های ساختن اند نه معجونی برای ت...
ادامه مطلب
موش خرد زیرکی در خانه شدخانه از دیدار او ویرانه شداز در و دیوار پایین می پریداز شکافی در شکافی می جهیدمی جهید این سو و آن سو می نمودرخ رخی می کرد و درزی می گشودمست باده، بس که جولان داده بودفضله اش ه...
ادامه مطلب
شک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شبلبخند عشقم بودقصه نیستم که بگویینغمه نیستم که بخوانیصدا نیستم که بشنوییا چیزی چنان که ببینییا چیزی چنان که بدانیمن درد مشترکم مرا فریاد کندرخت با جنگل سخن می گو...
ادامه مطلب
از آن زمان که آرزو چو نقشی از سراب شدتمام جستجوی دل سوال بی جواب شدنرفته کام تشنه ای به جستجوی چشمه هاخطوط نقش زندگی چو نقشه ای بر آّب شدچه سینه سوز آه ها که خفته بر لبان ماهزار گفتنی به لب اسیر پیچ...
ادامه مطلب
نه تو گفتی که به جای آرم و گفتم که نیاریعهد و پیمان و وفاداری و دلبندی و یاریزخم شمشیر اجل به که سر نیش فراقتکشتن اولیتر از آن کهم به جراحت بگذاریتن آسوده چه داند که دل خسته چه باشدمن گرفتار کمندم ت...
ادامه مطلب
دل اگر دير زماني است جدا مانده از اين روح بلندريسمان است كه از دست كوته بودهجان اگر خالى از اين عشق از اين پر باريستكاسه مهر تو از كنج لبم كم بودهبهتر آن نيست تو بردارى از آن دورقدمدست بندازى و از د...
ادامه مطلب
مردمان کرمانشاه یه روز خاص در هفته دارن به نام هفت شنبه ( هفت شمه).روزی که در اون به کارهای عقب مونده یا لذت های عمیق زندگی می رسندزندگی رو نظم داده و برنامه ریزی می کنندو خستگی و کسالت را از خودشون...
ادامه مطلب
پاي در زنجير و پرواز و مي كنم با غم هاي درون اوج مي گيرم با شكست هايم به پيش مي تازم با اشكهايم سفر مي كنم با شكست هايم به پيش مي تازم با اشكهايم سفر مي كنم با صليبم به قله قلب انسان صعود مي كنم با صل...
ادامه مطلب
سالهای تلماسه شتابان میبرندم به کجا؟ نمیدانم! تیرِ دسیسههاتان به سنگ آمد، راهها به ریشخندم گرفتند و گریختند، اما آوازی که من سر دادم، ترکم نمیکند؛ اما بهراستی بعد از تمام نبردها، دسیسهها و س...
ادامه مطلب
پرنده ، هم قفس ، همخونه من زمستون رفت و شد فصل پریدن همین دیروز تو از این خونه رفتی ولی از اومدن چیزی نگفتی تو را در حنجره یک دشت آواز تو را در سر هوای خوب پرواز من اینجا خسته و غمگین و تنها نمیدو...
ادامه مطلب
روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کردو مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت .روزی که کمترین سرودبوسه استو هر انسانبرای هر انسانبرادری استروزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندندقفلافسانه یی ستوقلببرای زندگی بس است .روزی که معنای هر سخن دوست داشتن استتا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.روزی که آهنگ هر حرفزندگی ستتا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم.روزی که هر لب ترانه یی ستتا کمترین سرود ، بوسه باشد .روزی که تو بیایی برای همیشه بیاییو مهربانی با زیبایی یکسان شود .روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم . . .و من آن روز را انتظار می کشمحتی روزی که دیگر نباشمبرچسبها: احمد شاملوLet's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
ایمان بیاوریم ایمان بیاوریم به آغ...
ادامه مطلب